بسته شدن تنگه هرمز، برای کشورهای عربی خلیج فارس تنها یک بحران انرژی نیست؛ بلکه آزمونی برای سنجش میزان تابآوری اقتصادی و امنیتی آنهاست. در میان همه اعضای شورای همکاری خلیج فارس، بحرین بیش از دیگران در معرض آسیب قرار گرفته است؛ کشوری کوچک، بدهکار و وابسته که سالها امنیت و اقتصاد خود را به آمریکا، اسرائیل و امارات گره زد و اکنون با واقعیتی سخت روبهرو شده است؛ متحدان غربی در شرایط بحران، تضمین کاملی برای نجات نیستند.
به نوشته نشریه فارین پالیسی، منامه طی دو دهه گذشته تلاش کرد با نزدیکی به واشنگتن و تلآویو، سرمایه خارجی جذب کند و از چتر امنیتی آمریکا بهره ببرد. عادیسازی روابط با اسرائیل در قالب «توافق ابراهیم»، امضای توافقهای امنیتی با آمریکا و گسترش همکاری با امارات، بخشی از همین راهبرد بود. اما بحران هرمز نشان داد که این ائتلافها، آسیبپذیری بحرین را کاهش ندادهاند؛ بلکه در مواردی آن را تشدید کردهاند.
اقتصاد شکننده در برابر شوک هرمز
بحرین حتی پیش از بحران هرمز نیز اقتصادی شکننده داشت. ذخایر نفتی محدود، بدهی عمومی سنگین و وابستگی شدید بودجه به درآمدهای نفتی، سالهاست اقتصاد این کشور را تحت فشار قرار داده است. در سال ۲۰۱۸، عربستان، امارات و کویت ناچار شدند با بسته نجات ۱۰ میلیارد دلاری از فروپاشی مالی منامه جلوگیری کنند.
اکنون شرایط دشوارتر شده است. با بسته شدن تنگه هرمز، صادرات انرژی و تجارت منطقهای مختل شده و بحرین برخلاف عربستان یا امارات، مسیر جایگزینی برای صادرات نفت ندارد. تنها اتصال حیاتی این کشور به منطقه، پل ملک فهد است؛ پلی که هرگونه تهدید علیه آن میتواند بحرین را عملاً در انزوا قرار دهد.
صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده اقتصاد بحرین در سال آینده وارد رکود شود. این در حالی است که صندوق ثروت ملی این کشور در مقایسه با همسایگانش بسیار کوچک است و توان مقابله طولانیمدت با بحران را ندارد. کاهش رتبه اعتباری بحرین از سوی مؤسسات مالی بینالمللی نیز نشان میدهد نگرانیها درباره آینده اقتصاد این کشور رو به افزایش است.
فاصلهگیری ریاض، نزدیکی به ابوظبی
یکی از مهمترین تحولات منطقهای، تغییر تدریجی سیاست عربستان است. ریاض در سالهای اخیر تلاش کرده روابط متوازنتری با قدرتهای جهانی برقرار کند؛ از فروش نفت به یوآن چین گرفته تا توافقهای امنیتی با پاکستان و کاهش تنش با ایران. این رویکرد، فاصلهای سیاسی میان عربستان و بحرین ایجاد کرده است.
در مقابل، بحرین بیش از پیش به امارات نزدیک شده؛ کشوری که همچنان بر همکاری گسترده با غرب و اسرائیل تأکید دارد. ابوظبی اکنون یکی از بزرگترین سرمایهگذاران در بحرین است و همکاریهای نظامی دو طرف نیز افزایش یافته است.
اما این نزدیکی میتواند هزینهساز باشد. اگر بحرین به متحد کامل امارات تبدیل شود، ممکن است عربستان تمایل کمتری برای پرداخت هزینههای حمایت مالی یا امنیتی از منامه داشته باشد؛ بهویژه در شرایطی که خود ریاض نیز با فشارهای منطقهای و اقتصادی روبهروست.
کوچکترین حلقه، بزرگترین خطر
بحرین اکنون در نقطهای حساس قرار گرفته است. کشوری که سالها برای تثبیت جایگاه خود به غرب تکیه کرد، امروز در میانه رقابتهای منطقهای، با اقتصادی شکننده، زیرساختهای آسیبپذیر و پشتوانه مالی محدود روبهروست.
بحران هرمز نشان داده که نظم سنتی امنیتی خلیج فارس در حال تغییر است. کشورهایی که تنها بر حمایت خارجی تکیه کردهاند، بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند. در این میان، بحرین شاید کوچکترین عضو شورای همکاری باشد، اما اکنون به یکی از مهمترین نشانههای تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس تبدیل شده است.





نظر شما